به چیزی بیش از این ماهی های ساردین نیاز دارم
یک تکه نان تست
کمی خیارشور شاید
خوب است
از حالا تا پنج دقیقه راحت ترم
.
تیک تیک تیک... قاطی خاکهایی که از تو کولر میاد بیرون فقط چند تا بیسکوییت مونده... تیک تیک تیک... روشنایی ها رو از دور می بینی... تیک تیک تیک... آفتاب بعد از بارون یا بارون بعد از آفتاب.... تیک تیک تیک... نه ! بهت گفته بودم دست نزن... تیک تیک تیک... حالا دیگه تند تر میشه... تیک تیک تیک تیک تیک... گاز بده لعنتی محکمتر... تیک تیک تیک... آخر خطه ، نگاش کن.... نه نه اون بیسکوییت مال فرداست... امروز نصف بسته شو خوردی... تیک تیک ، تیک تیک... نشونه بگیر وسطش.... تیک تیک تیک... کانال 16....کانال 16.... کاج ها.... تیک تیک تیک...کاج ها... تیک تیک ، تیک تیک ، تیک تیک... سه دو یک....I'm clinging on to my sanity
All I need is a short term remedy
Come and hide me from this terrible reality...
Dreaded memories flood back to me
But there's still a willful mind behind these cold
psychotic eyes
Now I tread this path so differently
I've opened my mind and darkened my entire life.
I'll dance with the angels to celebrate the holocaust,
And far beyond my far gone pride,
Is knowing that we'll soon be gone,
Knowing that I'll soon be gone...
پيچکها از ذهنم بالا مي رن...
رضا رفت.....
روز بیست و ششم فروردین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج راس ساعت سه بعد از ظهر دو نفر رو از دست دادیم.... رضا و پدر امیر علی....
دو ضربه .... دو شوک.....
و باز باور نکردن ها و اشک ها و شیون ها و درد ها و زبانی که از هر تسلایی عاجز می مونه.....
کوهی از اندوه رو دلت سنگینی می کنه و دنبال کلمه ها می گردی..... همشون تو سرت زنگ می زنن و به زبونت نمیان.... بعد تصویر پشت تصویر.... خاطره پشت خاطره... و بعد.... فکر می کنی و فکر می کنی و باز نبودن رو درک نمی کنی..... نمی پذیری که به همین راحتی میشه دیگه وجود نداشت....
من
فکر میکنم
که این مساله رو
هرگز درک نکنم
هرگز...........
وقتی یه پسر 35 ساله سکته مغزی می کنه و می ره تو کما ، آدم واسه آرزوهای هشتاد سالگیش دلشوره می گیره..... باید زودتر بجنبیم....
مثل دو به شکیِ کشیدن نخ دندون قبل یا بعد مسواک می مونه....در نهایت فرقی هم نمی کنه ، اول و آخر کاریه که باید بشه... ما هم چشمامونو می بندیم و می پریم توش... به امید اینکه شناگر خوبی باشیم!
پ.ن 1: تخته ها و پوکرها و حکم ها و بیلیاردها و پانتومیم ها و بسکتبال ها و بخور و بخواب ها و ولگردی ها و قدم زدنها و بزن و برقص ها و شب زنده داری ها هم تموم شد! حالا بماند که از جلوی دریاسر که رد شدی گریه کردی....
پ ن 2: دیشب خواب دیدم از دماغش خون میاد.... صبح که بیدار شدم خون دماغ شدم....
ندا از اینجا رفت.........
روزهای خوبی با هم داشتیم... روزهای خیلی شاد... شادتر از خیلی مواقع دیگه تو زندگیم...
تو به همه جا روح می دی... رنگ می دی.... با اینکه همیشه می تونم ببینمت اما هر روز 8 ساعت کنار هم بودن شاید دیگه تکرار نشه....
چشمهام و که بستم ، همه جا روشن شد.... نفسهای حبس شده حالا دیگه آبی شده بودند...چند حادثه بد در چند روز.... هیچکدوم خم به ابروم نیاوردند.... تو حادثه خوب منی.....
(باکی ندارم از هیچکس و هر کس که... تو را دارم...)
پ.ن. مردانِ جامعه مردسالار، ما را دست کم گرفته اند !
وقتی عشق نداری زندگی یه جوریه ، یعنی یه جور دیگه ست...
دارکوب به موریانه ها خو گرفته......The only kind of love is stone blind love...
(Tom Waits)
پ.ن: نمی دونم چرا هر وقت Tom Waits گوش می دم سرفه ام می گیره!